تبلیغات
مهره مار - پایان خط ، خط پایان.. همانی که نامش مرگ است..!


مهره مار

!...من هستم و خودم

گاهی وقتا لازمه رک حرف زد
انقد خودمونو پشت این کلمات مسخره قایم کردیم چیشد؟؟
هیچی..
ماهایی ک ب این دنیای مجازی پناه آوردیم ینی دیگه چیزی واسه از دست دادن نداریم
حالا فک کن قرار باشه اینجا هم ی چسب پهن بزنیم ب دهنامون
ته نشین میشه حرفامون
ته نشین میشه غصه هامون
ته نشین میشه دردامون
تا کی میتونی با آه کشیدن از حجمشون کم کنی؟؟
تا کی میتونی مثل یک سگ کتک خورده تو لونت کز کنی و چیزی نگی؟؟
بالاخره یجا سرباز میکنه
ناخواسته..
بیرون میریزه همش
ولی امان.. امان از اون روزی ک تمام عقده هاتو سر کسی ک دوسش داری خالی کنی
فک میکنی از بار رو شونه هات کم میشه
ولی اینطوری نیست
وقتی عشقت ازت رنجیده بشه
وقتی دیگه امیدی واسه زندگی نداشته باشی
وقتی دیگه انگیزه ای واسه تحمل نداشته باشی
آخ..
وحشتناکه
وحشتناکه
وحشتناکه

نوشته شده در دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت 11:34 ب.ظ توسط Armaghan |نظرات


آخرین مطالب
» سرانجام داستانمان را خوب میدانم...!
» من امروز انقدر بزرگ شده ام که میخاهم بچه باشم...!
» هوای دل
» زمستان...!
» پیدا شو.. دارم کم میارم...!
» بگذر ز من...!
» پایان خط ، خط پایان.. همانی که نامش مرگ است..!
» رویا4...!
» امروز دنیای من تموم شد...!
» اصلا گیریم ازدواج کردم...!
» my sky is your eyes...!
» بیچاره آذر...!
» آذر سلام...!
» عطش...!
» بذار عاشقت بمونم

Design By : RoozGozar.com